داستان‌گو
داستان کوتاه

داستان اسم این کار در دومین جشنواره‌ی طنز تهران برنده‌ی جایزه در بخش نثر ویژه‌ی مترو شد. جشنواره‌ در بخش عکس،‌ کاریکاتور، نمایش‌نامه، فیلم‌نامه، شعر و نثر طنز برگزار می‌شد. داوران بخش نثر، منوچهر احترامی، مسعود کیمیاگر و رویا صدر بودند. جوایز در انتهای مراسمی بسیار طولانی که شهردار را وادار به ترک تالار کرد به برگزیده‌گان داده شد.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٥/۱٠/٢٥ توسط خسرو نخعی | پيام ها ()
داستان “سنگ سرد“ برگزیده‌ی مسابقه‌ی داستان‌نویسی انتشارات علمی فرهنگی در بین هفتسد داستان شرکت‌کننده شد. انتشارات علمی فرهنگی داستان‌های برگزیده را در شش جلد کتاب به طور مجموعه داستان منتشر کرد که اسم یکی از این شش کتاب، سنگ سرد است.
شرکت در مسابقه به معنی پذیرفتن رای داوران است. قانون جامعه‌ی انسانی این است: اگر موافق قانون‌ها عمل کنی، موفق خواهی بود.
لذت مبتذل موفقیت. بگذریم.
 
من نسخه‌ی سانسورشده‌ی داستان را برای مسابقه فرستادم، اما گویا کافی نبود چراکه داستان را بازهم کوتاه کردند. به داستان لطمه‌ی زیادی خورده. هرچی صحنه‌ی زیبا بوده حذف شده. اکیدن توصیه می‌کنم کتاب را نخوانید.
اما قسمت خوب مسابقه، جوایزی بود که به نویسنده‌های برگزیده دادند و این اتفاق در دنیای واقعی افتاد و سکه‌ها واقعن به دست نویسنده‌ها رسید. نه مثل مسابقه‌ی بهرام صادقی آقای خوابگرد که اعلام می‌کنند جوایز را به نویسنده‌گان داده‌ایم ولی سکه‌ها خرج مراسم خاک‌سپاری می‌شوند.
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٤/٢/٢٢ توسط خسرو نخعی | پيام ها ()
سنگٍ سرد، برنده‌ی دومین داستان به انتخاب بلاگ‌نویسان در مسابقه‌ی بهرام صادقی شد. از تمام کسانی که به این داستان رأی دادند، متشکرم.
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٢/۱٠/۱٢ توسط خسرو نخعی | پيام ها ()
قالب وبلاگ